کز گلم بوی کسی میآید و جان میرود
ای که سامان جویی از من ، کی بود ثابت قدم ؟
مست بیچاره که پای او پریشان میرود
آنکه در پایش نزد خاری ، کجا داند که چیست ؟
درد او کش در ته هر موی پیکان میرود
امیرخسرو دهلوی
|
شعر ، برداشتهایی از زندگی نیست ، بلکه یکسره خود ِ زندگی ست ؛ رویاییست که در عالم بیداری میگذرد
|