شعر ، برداشت‌هایی از زندگی نیست ، بلکه یکسره خود  ِ زندگی ست ؛ رویایی‌ست که در عالم بیداری می‌گذرد  
درد او کش در ته هر موی پیکان می‌رود
دوشنبه ۶ شهریور ۱۳۹۶ ساعت ۳:۰ ق.ظ | نوشته ‌شده به دست امیرعلی یاسمــی | ( )
شد جهان زنده به بوی گل ، ولی من چون زیم
کز گلم بوی کسی می‌آید و جان می‌رود

ای که سامان جویی از من ، کی بود ثابت قدم ؟
مست بیچاره که پای او پریشان می‌رود

آنکه در پایش نزد خاری ، کجا داند که چیست ؟
درد او کش در ته هر موی پیکان می‌رود


امیرخسرو دهلوی

موضوعات مرتبط: شعر کهن

 
دیگر موارد
Telegram