شعر ، برداشت‌هایی از زندگی نیست ، بلکه یکسره خود  ِ زندگی ست ؛ رویایی‌ست که در عالم بیداری می‌گذرد  
از تو مرا امید ِ شفا نیست
جمعه ۲۴ آبان ۱۳۹۲ ساعت ۷:۱۸ ب.ظ | نوشته ‌شده به دست امیرعلی یاسمــی | ( )
عاشق شدیم رفت ... از اول

این هم دلیل ِشعر ِ موافق

پا دادن ِزنی به " شدن " را ،

بگذار پای قحطی ِعاشق

 

تُنگ ِ دلم ، برای تو کوچک

پک- پک بزرگ شد لب ِ سیگار

سیفون شعر را بکشم ، تا

دلپیچه های آبی ِخودکار

 

وقتی به واژه در نمی آیی ،

ویراژ روی مغزِ منی ... آخ

هی ، موش ِ بسته به دم ِ جارو

دل بسته ای به خنده ی ِ سوراخ

 

می خواهم از تو گرم بگیرم

سرمای ذاتی ِ تنی ام را

با دست های تو بتکانم

اندوه ِ پاک – دامنی ام را

 

تکرار ِ بوسه ، می بردم سرخ

تا یادهای با تو فراموش

می ترسم از نفوذ ِ ریاضی

از حفظ ِ جلد ِ چندم ِآغوش

 

برگرد ، تا تمام نکردم

شب های رو- سپید ِ سیا را

" خوب "م ، که انتخاب نکردم

" بد " بودنم به شرط ِ بقا را

 

سگ نیستم که با تو وفادار

خر نیستم به یاد ِ تو قانع

اسبم ، که سرکش است و فراری

رامم نمی کنند موانع

 

تقویم ، فصل های گذشته

تاریخ ، میوه های نچیده

تقویم ، جمعه ی کسل از نو

با شش هووی رنگ - پریده

 

تاریخ ِ انقضای تو اینجاست

روی رگم که خون زده بیرون

ترکیب خون و خنده و خلسه

از بسترم " جنون " زده بیرون

 

من زنده ام هنوز و دوباره

خون ، جاری ِ رگا - رگم از نو

آیینه و دهن – کجی و آآآآآه

تنهایی ِ پدر- سگم از نو

 

از تو مرا امید ِ شفا نیست

شاید امامزاده ی بعدی

من زنده ام که دوست بدارم

لطفن حرامزاده ی بعدی

 

 

 

 

طاهره خنیا

خالی ام چون باغ بودا
جمعه ۱۰ آبان ۱۳۹۲ ساعت ۲:۹ ب.ظ | نوشته ‌شده به دست امیرعلی یاسمــی | ( )
خالی ام چون باغ بودا ، خالی از نیلوفرانش
خالی ام چون آسمان شب زده بی اخترانش


خلق بی جان ، شهر گورستان و ما در غار پنهان
یأس و تنهایی من ، مانند لوط و دخترانش


پاره پاره مغربم ، با من نه خورشیدی، نه صبحی
نیمی از آفاقم اما ، نیمه ی بی خاورانش


سرزمین مرگم اینک ، برکه هایش دیدگانم
وین دل توفانی ام ، دریای خون بی کرانش


پیش رویم شهر را بر سر سیه چادر کشیده
روسری های عزا از داغ دیده مادرانش


عیب از آنان نیست من دل مرده ام کز هیچ سویی
در نمی گیرد مرا ، افسون شهر و دلبرانش


جنگجویی خسته ام بعد از نبردی نابرابر
پیش رویش پشته ای از کشته ی هم سنگرانش


دعوی ام عشق است و معجز شعر و پاسخ طعن و تهمت
راست چون پیغمبری رو در روی ناباورانش

 

 

 

 

حسین منزوی

 
دیگر موارد
Telegram