كه ريشههايشان فرو رفته است
در كف دست من
در استخوان كتف تو
در جمجمهى شكستهى من
و اين خاطرات من و توست
كه توت مىشود يک روز
انار مىشود گاهى
كه ديروز انگور شده بود
كه فردا زيتون و تلخ
بيژن نجدى
|
شعر ، برداشتهایی از زندگی نیست ، بلکه یکسره خود ِ زندگی ست ؛ رویاییست که در عالم بیداری میگذرد
|