شعر ، برداشت‌هایی از زندگی نیست ، بلکه یکسره خود  ِ زندگی ست ؛ رویایی‌ست که در عالم بیداری می‌گذرد  
زنی به دار ، زنی زیر لب ، زنی نابود
یکشنبه ۱۱ بهمن ۱۳۹۴ ساعت ۴:۳۵ ب.ظ | نوشته ‌شده به دست امیرعلی یاسمــی | ( )
شکنجه بر سر یک تختِ خاکِ خواب آلود
میان گربه ی یک نقشه ی پر از نمرود


شکنجه : سرب ، گلوی بریده ی دیدار
صدای ضجه ی زن های ِزیر مرد ِکبود


شکنجه : فاحشه ای روبروی آیینه
عبور شهوتی از لای ِپای ِخونی ِرود


شکنجه : کودکی از مدرسه نمی آید
خطوط زخمی مین بر تن پلی مسدود


شکنجه : رد تلاقی خنده با گریه
چرا نمی روی از خاطرم خدای حسود ؟!


شکنجه : سانسور یک سایه در تن بوسه
رگی که تیغ خودش را به شوق می پیمود


کنار سربی ساعت سه نقطه پاشیده
زنی به دار ، زنی زیر لب ، زنی نابود

 

 

 

 

سمیرا چراغپور

 
دیگر موارد
Telegram